ابو الحسن قزوينى
84
فوايد الصفويه ( فارسى )
به حيله فتح على خان قاجار را مقتول ساخته ، سپهسالار گشت « 101 » . آن حضرت به عزم رزم به جوار ورامين رى رسيده ، از آن طرف اشرف غلزه نيز در رسيده ، محاربهء عظيم رخ نموده ، بالاخره اشرف منكوب و مغلوب شده خود را به اصفهان رسانيد . چون مردان كارى در آن معركه كشته گشته و جوانان نامى زخم كارى يافته بودند ، شيخ حزين مىنگارد كه در آن معركه همراه بودم كه نادر به پادشاه عرض كرد كه مردان كارى مقتول شدهاند ، مراجعت به ارض طوس عين صواب است . بهار ديگر درستى اسباب جنگ كرده ، بر سر اشرف آمده ، آن نفاق جوى را از ملك عراق اخراج « 102 » خواهيم نمود . و آن حضرت فرمودند ، به طريقى كه شما به تهيهء اسباب جنگى خواهيد پرداخت ، عدو نيز مىپردازد . اصلح اين است « 103 » كه يك سر بر سر آن شكست خورده رفته ، آن فتنه جو را مجددا شكسته و مستأصل بايد نمود . ميرزا مهدى خان وقايع نگار نادرى در « تاريخ نادرى » نظر به سطوت نادرى بر عكس مىنويسد كه شاه طهماسب ارادهء مراجعت به ارض طوس داشت و نادر مانع آمد . در اين مقام شيخ حزين ( 123 ر ) به بهشت مقام ، بىغرض است . در آن اوان نادر به خطاب مستطاب طهماسب قلىخان سرافراز گرديد و اين فرد را سجع مهر خود نمود . فرد : سايه به فلك از ره اقبال ركابم * طهماسب قلى خان شده از شاه خطابم القصه نادر به فرمودهء پادشاه عمل نموده ، كوچ بر كوچ تا به قريه
--> ( 101 ) - فتح على خان ، رئيس طايفهء قاجار از قوت گرفتن قدرت نادر نزد طهماسب ميرزا بيمناك بود و ظاهرا به همين علت نامهء مودتى به ملك محمود سيستانى فرستاد . نامه به دست نادر و سپس طهماسب افتاد و فتحعلى به اتهام خيانت ابتدا زندانى شد ، اما ماموران طهماسب وى را به قتل رساندند . جهت آگاهى پيرامون كشته شدن فتحعلى خان رجوع كنيد به : محمد محسن مستوفى « زبدة التواريخ » ص 212 ب و 223 ب و همچنين به : محمد مهدى استرآبادى « تاريخ نادرى » ص 37 . در « نامهء عالم آراى نادرى » تاليف محمد كاظم ، ج 1 ( مسكو ، فرهنگستان علوم ، 1960 ، ص 46 الف ) ، قتل فتحعلى خان در خانه وى و با اطلاع طهماسب و نادر صورت مىگيرد و طهماسب « شاه عالم پناه منصب قورچى باشيگرى را به نادر دوران » داد . ( 102 ) - كلمهء اخراج فقط در نسخه برلين آمده است . ( 103 ) - برلين : آن است .